سخنان اعضای خانواده و فامیل در مراسم تولد حاج آقای کیهانی (قسمت اول)

یکی از ویژگی های مهم بابا تو پدرمادر داریه؛ البته که هر کسی به پدر مادر خودش احترام میزاره ولی واقعیت اینه که بابا شاخص بود تو این کار! مثلا پدربزرگم به بابام پول میداد میگفت برو مسافرت و فلان، بابام که میرفت مکه برای دختر عمه هام همه چی میاورد ولی برای ما نمیاورد و در جواب اعتراض مامانم، بابام میگفت که بابامه مامانمه میخوام اون عشق کنه! من دلم میخوام پولمو بدم بکنه تو تخم مرغ بزنه دیوار!

پیام تبریک همسر حاج آقا به نقل از حاج آقای کیهانی:

تولد همسر عزیزم، دوست، یار، باور، یاور، سرور و سالار خانه، سنگ صبورم، همدل و همسر و همراهم، گوش کننده تمام دردهایم، گوش کننده تمام درد دلم، معلم و استادم، تولدت را تبریک میگویم.

امیدوارم سایه ات همیشه مستدام، وجودت پرمهر، دلت خوش، لبت پرخنده با بدنی سالم در کنار من و بچه ها، عروسها و نوه هایم باشی

همسرم بدون تو خونه ما صفا نداره (غلبه احساسات حاج آقا)

عذرخواهی حاج آقا از جمع بخاطر تحت تاثیر قرارگرفتن در خواندن این پیام…

مهدی کیهانی (پسر حاج آقا):

یکی از ویژگی های مهم بابا تو پدرمادر داریه؛ البته که هر کسی به پدر مادر خودش احترام میزاره ولی واقعیت اینه که بابا شاخص بود تو این کار!

مثلا پدربزرگم به بابام پول میداد میگفت برو مسافرت و فلان، بابام که میرفت مکه برای دختر عمه هام همه چی میاورد ولی برای ما نمیاورد و در جواب اعتراض مامانم، بابام میگفت که بابامه مامانمه میخوام اون عشق کنه! من دلم میخوام پولمو بدم بکنه تو تخم مرغ بزنه دیوار!

یا مثلا یادمه یکبار خونه مادربزرگم رو تو سن 80-85 سالگی کل اثاث هاشو ریخت بیرون دوباره خونشو رنگ آمیزی و نقاشی کرد و میگفت من دلم میخواد که حال مادرم خوب باشه و روحیه اش خوب بشه؛ بعضیا مثلا تو یه سنی میگن ولش کنین دیگه اینارو، بابای ما میخواد چکار مادرم میخواد چکار اینا دیگه پیرن، بده ما بخوریم! ولی یه چیز شاخص پدرم، احترام به پدر و مادرش و برخورد شایسته با اونها بود و یجوری رفتار میکرد که کسی هم جرات نکنه یه خورده به اینا کج نگاه کنه در هر صورت یه چیز مهم پدرم این بوده که از روز اول به پدرمادرش احترام میگذاشته تا روز آخر و یه بارم ژست نمیومد که من  فلان و بسانم، این یه چیز خاص بوده برای پدرم که به احترامش دست بزنید…
دایی حمید (دایی مهدی کیهانی):

من با حاج آقا رفیقم نه اینکه فقط دامادمون باشه، از همون  موقع که وارد خانواده ما شدند یک صمیمیت و رفاقت خاصی داشتیم، طوری بود که اون اوایل هر وقت میخواستن مسافرت برن منم بهمراه خواهرم چون بچه ها کوچیک بودند با هم میرفتیم.

اما در حال فکر بودم که صفتی از حاج آقا بگم که کمتر گفته شده و ارزنده تر باشه؛ حاج آقا علاوه بر اینکه خوش رفتار و خوش مشرب هستند من تا حالا ندیدم که تو جمعی ایشون خنده از لبشون بیوفته،  تو جامعه فعلی و این شرایط اقتصادی نامطلوب که این همه شاهد تلاطم طلا و ارز و اینها هستیم و حاج اقا و آقا مهدی میتونستند قسمتی از اموالشون رو تبدیل به ارز و طلا کنند که بیشتر منتفع بشند ولی تمام سعی و تلاششون اینه که بتونند کارخانه رو به بهترین شکل حفظ و اداره کنند و تا جای ممکن تعدیل نیرو نکنند، واقعا تو این شرایط مملکت، کار تولیدی بنوعی انتحار و خودکشی محسوب میشه، همه دنبال کار بازرگانی و کارای سوددهی کوتاه مدت هستند ولی با این حال ایشون و بچه هاشون کارخونه داری و این امر مقدس رو ادامه دادند و بعنوان یک ارث ارزنده به جا گذاشتند، من همینجا ازشون تشکر میکنم

همینطور لازمه عرض کنم کمتر کسیه این شرایط رو داشته باشه و حداقل یکی دو تا از بچه هاشون خارج از کشور به سر نبرند و حاج آقا همیشه تلاششون این بوده که بچه هاشون به این مملکت خدمت کنند

آخرین اخبار

پیمایش به بالا