سلام وقت بخیر؛
میگن که شخصی اومده بود شهر، باری رو بخره ببره دهاتش، در بین راه که به یک رودخونه میرسه بار شکری که خریده بود رو میریزه یک طرف جوال و تو جوال دیگر سنگ ریزه میریزه که برای حرکت تعادل داشته باشه، یک کسی که این صحنه رو دید بهش گفت مرد حسابی چرا سنگریزه ریختی؟! خوب نصف شکر رو این طرف، نصف دیگشو طرف دیگهش میریختی، در همین حال، مرد با خودش گفت چه انسان عاقلی! حتماً خیلی کار و بارش درسته! رو به اون شخص میکنه و میگه تو چه کارهای؟ گفت: من بیکارم، خونه و خانواده ندارم، بچه ام رفته و خیلی مشکل دارم، مرد که اینهارو شنید سنگریزه ها رو به همان حالت اولی که یکطرف جوال، سنگریزه و طرف دیگه جوال، کل شکرو گذاشته بود درمیاره و برمیگرده به طرف میگه: من هم کار دارم، هم خونه و خونواده دارم، هم خوشم و همه چیزم دارم!
بعضی وقتا کسی که ما رو نصیحت میکنه وقتی بررسی میکنیم میفهمیم که خودشون هیچی ندارند یا یه ایرادی تو کارشون هست، اگر ایرادی نباشه و درست باشه آدم به همه جا میرسه، حواسمون باشه که یه موقع این اشخاص به پستمون نخورند..
شاد و پیروز باشید