موفقیت در کسب و کار، اتفاقی نیست، نتیجهی برنامهریزی، تلاش و مدیریت صحیح است.
مدیریت یک کسب و کار، مثل نواختن یک ارکستر است. هر ساز باید به درستی نواخته شود تا سمفونی زیبایی خلق شود.
سختیها فرصتهایی برای رشد هستند. چالشهای کسب و کار را به سکوی پرتاب تبدیل کنید.
هیچ کسب و کاری بدون چالش نیست. هنر، غلبه بر این چالشهاست.
شکست، پایان راه نیست. یک فرصت برای شروع دوباره با تجربهی بیشتر است.
موفقیت یک کسب و کار، در گروی همکاری و همدلی یک تیم قوی است.
موفقیت در انتظار کسانی است که هرگز دست از تلاش برنمیدارند.
باور داشته باشید که میتوانید، و حتماً موفق خواهید شد.
کلام آخر: بهترین راه برای پیشبینی آینده، ساختن آن است. (پیتر دراکر)
دکتر کیهانی: سلام. چند وقت پیش آقای مهدی روحانی یک سخنرانی خیلی قشنگ و آموزنده داشتن در کیش. چون یک تعریفی از من کرده بودن، اول فکر کردم ممکنه خودشیفتگی باشه و نذاشتم، اما انقدر این سخنرانی آموزنده بود که حیفم اومد برای شما نذارم. به قسمتهای آخرش خیلی توجه کنید. انشاءالله یه روزی باشه که همه ما گوش شنوا داشته باشیم و این مسائل رو اجرا کنیم.
مجری: با افتخار دعوت میکنم از مدیرعامل مجموعه سرای ابریشم؛ دکترای مدیریت از دانشگاه پگ پاریس دارند، دکترای DBA از دانشگاه تهران، کارآفرین، بیزنس کوچ و تحصیلگر. به آنچه میگن عمل میکنن و در شخصیت فردی و کاری چیزهایی که آموختن ارائه میدن، بهش عامِلند. مدرک مدیریت از سوئیس، مدرک مدیریت از ژاپن، مدرک روانشناسی کسبوکار از دانشگاه UCI لندن و چندین کتاب نوشتند و ترجمه کردند و تألیف کردند. هم بنیانگذار گروه ساختمانی پارسه و مدیرعامل سرای ابریشم؛ شخصی باتجربه، علمی و اثرگذار.
خانمها، آقایان… جناب آقای دکتر محمدمهدی روحانی.
دکتر محمدمهدی روحانی: خب، خیلی باعث افتخار منه که در حضور شما عزیزان هستم. ارائه من «دونده با گرگها» هست. آقای دکتر محمدیان خیلی راجع به کسبوکار گفتن و حرف بزرگی که من از ایشون یاد گرفتم این بود که: «بازار جای خالهبازی نیست؛ بازار بیرحمه». و من خیلی فکر کردم که توی این روزهای بد اقتصادی ایران راجع به چی با شما حرف بزنم.
ضمن اینکه اینجا حرف زدن در محضر صاحبان کسبوکار و اساتید من، بهویژه آقای دکتر محمدیان، بسیار کار سختیه و این صحنه، صحنه باارزشی هست و من قدرش رو میدونم.
گرگها برخلاف چیزهایی که ما ازشون شنیدیم، توی طبیعت رفتارهای اجتماعی خاصی دارن و تو این ۲۵ دقیقه من فقط میخوام راجع به رفتار اجتماعی گرگها با شما صحبت کنم و چیزهایی که تا الان نمیدونستید رو یاد بگیرید.
یه خانوادهای الان از جمع ما رفتن و هیچکدومشون نیستن؛ کی بود؟ (یکی از حضار گفتند آقای کیهانی!) آفرین… برای آقای مهندس کیهانی دست بزنید.
چرا ایشون یادش بود که کی رفت؟ این همه آدم… احتمالاً یه سریهای دیگه هم رفتن.
چرا فقط آقای کیهانی یادش بود؟ چون گرگ قبیله، قبیلهش رو با خودش برد. برای من خانواده آقای دکتر کیهانی یه نماد مبارزه هستن و ایشون بهعنوان رهبر خانواده، «رهبر گرگها» هستن. همه رو آورده بودن؛ از کوچیک تا بزرگ، همه اینجا بودن.
توی گرگها، رهبر مسئول هدایت تیمه. اینکه کجا برن شکار کنن، تصمیم رهبره؛ اینکه چطوری شکار کنن، چه حجمی شکار کنن، چه ساعتی شکار کنن… و حتماً اونهایی که پشت گرگ آلفا هستن ـ و همونطور که میدونید به گرگ رهبر میگن گرگ آلفا ـ و زوزه گرگ آلفا با بقیه گرگها فرق میکنه.
چه ویژگیهایی داره گرگ آلفا که بقیه پشتش میرن؟ اولین ویژگی اینه که بین اون و خانوادهش یک هماهنگی ویژه هست. اون عین خانوادهشه؛ کنار خانواده حرکت میکنه و جلوتر از همه.
گرگ قوی احترام داره!
اصلاً فکر نکنید آدمهایی که قوی هستن، غیرقابل احترامن. آدم قوی احترام داره. اما یه گرگی که برای خانوادهش «بَره» است اما برای بقیه گرگه…
اصلاً از خرگوشهای گوگولی تو کسبوکار دفاع نکنید! یا باید گرگ باشید یا باید توسط گرگها خورده بشید. تو مقام مبارزه میگم.
قبیله به رهبرش احترام میذاره!
یه فلشبک بزنم به خانواده آقای کیهانی. چون من تو این دو سه روز به خانوادهشون خیلی دقت کردم؛ لباس پدرشون رو مرتب میکردن، یقهشون رو مرتب میکردن، صبح براشون صبحونه میآوردن، میپرسیدن پدر کجا بریم، کجا نریم… مرسی از آقای ایمانلو برای دعوت خانواده کیهانی.
نمونه واقعی یه گرگه. اما بعضی از گرگها عقب میمونن.
میخوام تعمیم بدید به بیزنس خودتون.
توی تیم شما حتماً یه سریها عقبن، یه سریها جلو.
اونایی که عقبن چیکار میکنن؟ مراقبن بقیه از گله بیرون نرن.
برای آدمهای عقب تیمتون هم احترام قائل باشید و اونها رو نگهبان تیم بذارید. نمیتونن جلو باشن و رهبر باشن، اما میتونن مراقب تیم باشن.
یه انباردار خوب داری… یه انباردار حقوقش ماهی ۱۵ میلیون تومنه. ته گله وایساده، جاش خیلی مهمه.
یه حسابدار و یه مدیر مالی خوب داری…
همبستگی در زمستان پررنگتره برای گرگها…
اتفاقاً برخلاف چیزهایی که فکر میکنید، گرگها در زمستان کمتر میمیرن؛ گرگها تو تابستون آسیبپذیرترن.
رهبر وظیفهش همبستگی تیمه. حالا بهتون میگم چجوری در زمستان زنده میمونن. الان خب «زمستان اقتصادی ایران» هست دیگه. اگر الان زنده بمونی مهمه. حالا بازار خوب باشه و مشتری ردیف وایساده باشه، یعنی کار مهمی نکردی. الان باید گرگ تیمت باشی.
امیدوارم یه حرفی از تجربهی زیست من از روی صحنه برداری و با خودت ببری. مهمترین دلیلی که گرگها تو زمستان نمیمیرن اینه که گرسنگی بین اعضا تقسیم میشه.
گرسنگی برای آدمهای آخر تیمت نیست؛ گرسنگی از تو شروع میشه.
اگر بلد بودی تو زمستان گرسنه باشی، مهمه.
تو تابستون که مهم نیست!
وقتی همهچی خوبه، تو آدم درستی باشی که کار مهمی نکردی.
آدمهای شریف، آدمهایی هستن که همیشه تو موقعیت «بیشتر خوردن» و «بیشتر برداشت کردن» منفعتطلبی بیشتری دارن ولی انجام نمیدن. اونها گرگ قبیله هستن. چهار تا استراتژی دارن گرگها که برای کسبوکار شما خیلی ارزشمنده:
اول: هدف رو شناسایی میکنن.
من همیشه میگم اینهایی که اسلحه دستشونه و همه رو میزنن، اینا شکارچی نیستن. شکارچی اسنایپر دستشه؛ بیخودی تیراندازی نمیکنه و منابع رو هدر نمیده. چون تیم شما منابع شماست. شما حق نداری تیمت رو حروم کنی.
یه اتفاقی دیروز افتاد که لازم دونستم اینجا بگم، از آقای ایلانی عذر میخوام.
دیروز برای سه نفر غذا کم اومد. همه ما دیروز زرشکپلو با مرغ خوردیم.
کی رفت تو آشپزخونه بپرسه سه نفری که غذا نخوردن تکلیفشون چیه؟
هیچکس نرفت. پس ما قبیله نیستیم.
میخوام شما رو تعمیم بدم به عشق به کشور: ما قبیله نیستیم! چون سه نفر غذا نخوردن و هیچکس نرفت…
نمیخوام بگم من رفتم… من رفتم. اصلاً من اون سه نفر رو نمیشناختم.
گرسنگی باید بین اعضا تقسیم بشه؛ نباید غذات رو بخوری و بری.
تو رهبر نیستی که… لقمه رو اندازه گلوت بگیر.
یه درس بازاریابی: اول سایز گلوت رو ببین، بعد لقمه بگیر.