مشروح سخنرانی مفصل دکتر کیهانی و فرزندان ایشان در دانشگاه صنعتی امیرکبیر (قسمت چهارم- محمد کیهانی)

دکتر کیهانی و فرزندان ایشان در سخنرانی و گپ و گفت مفصلی در محل دانشگاه صنعتی امیرکبیر، به بیان دیدگاههای خود درباره موفقیت در زندگی و کار پرداختند... - برگرفته از محتوای پستهای اینستاگرام و کتابی در دست چاپ تحت عنوان "رمز و رازهای موفقیت در زندگی و کار دکتر علی اصغر کیهانی"

دکتر کیهانی: اگر اجازه بدید من میکروفون رو بدم به آقا محمد که ایشون پسر اول منه و از خاطراتشون بگن، در واقع اینجوری باید باشه، پول رو ولش کن، پول یه چیز دیگه است، آدم اینجوری باید باشه که کار درست بشه و لذت ببره، اینجوری باید باشه که آدم عشق بکنه، آدم عاشق بشه..

محمد کیهانی: درود بی‌کران، عرض ادب و احترام خدمت همه دوستان عزیز من چیزی که حالا فکر می‌کنم نتیجه این صحبت‌ها باید باشه اینه که هر کدوم از ما باید تعریفمونو اول از خوشبختی داشته باشیم، من چیزی که برام خیلی الان مهمه تو زندگیم و الان که حدود ۵۰ سال از خدا عمر گرفتم اینه که حال خوب چه جوری به دست میاد؟ خوشبختی چیه؟ تعاریفی که همه انسان‌ها تو زندگیشون از خوشبختی برای خودشون می‌کنن متفاوته و شما یقین داشته باشید هر چیزی که تو ذهنتون برای خودتون تعریف می‌کنید قطعاً بهش میرسید، خب خیلیا هستند تو جامعه امروز ما تعریفشون از خوشبختی، پولدار بودنه و برای رسیدن به پول هر کاری هم احتمال داره انجام بدن و هر مسیری هم برن و خیلی چیزا رو هم ممکنه لگدمال کنند، حالا شاید هر کدوم از شماها امروز تو اینستاگرام عکسهای منطقه رفح تو فلسطین رو دیده باشید، خب این اسرائیلی‌ها دنبال چیزی هستند که خیلی از ماها دنبالش هستیم، دنبال پولند، دنبال زمینند، دنبال خوشبختی هستند، ولی با کشتن و آتش زدن آدمها، با پایمال کردن حقوق دیگران میخواهند به این خوشبختی برسند.

من فکر می‌کنم که برای رسیدن به حال خوب و خوشبختی اولین تعریفی که هر انسانی برای خودش باید متصور بشه اینه که رفاه و حال خوب و خوشبختی خودشو گره بزنه بر خوشبختی جامعه‌ش، اگر نگاهمون این باشه که اگر من قراره حالم خوب باشه همسایه من هم باید حالش خوب باشه، پدر و مادرم هم باید حالشون خوب باشه، فرزند من هم باید حالشون خوب باشه، ما اون عشق وحال خوب رو داریم منتشر میکنیم و یقینا خودمونم بهره خواهیم برد.

پیشنهاد می‌کنم که سرفصل اهداف زندگیتون که برای خودتون می‌نویسید فقط پولدار بودن نباشه، درسته که پول خیلی مهمه برای اینکه آدم حالش خوب بشه، زندگی خوب و رفاه و خوشی داشته باشه ولی من احساسم اینه وقتی به پول برسیم می‌بینیم یه چیزهای مهمتر از اون بوده که از دست دادیم و اون روز مینشینیم فکر می‌کنیم که آیا ارزش داشته؟! من مثلا برای این پوله پا رو دلم گذاشتم و یا از این مسیر سفر زندگی لذت نبردم؟! زندگی همه مایی که الان اینجا حضور داریم یه مسیر سفری هست که ما تو یه قطاری سوار شدیم و یقیناً توی ایستگاه دیگه هم همه‌مون پیاده میشیم، تو این مسیر سعی کنید که از زندگیتون و از لحظه لحظه بودنتون استفاده کنید و لذت ببرید یعنی شاید دو سال، سه سال، چهار سال این مسیر منزل و دانشگاه رو دارید طی می‌کنید.. ولی آیا هر روز تو این مسیر اتفاقات جدیدی که تو در و دیوار داره میفته رو حس می‌کنید؟ لمس می‌کنید؟ آیا این گلی که امروز تو بهار مثلا توی این باغچه ممکنه در بیاد تو زمستون نباشه، اون برگ درختی که تو پاییز یه رنگ دیگه است، تو زمستون اون شاخه لخت درخت رو میبینی؟! یا نه فقط این مسیره رو طی می‌کنیم برای رسیدن به اون مدرک تحصیلی… و باز یه مدرک دیگه…
چون همیشه این تو ذهنتون باشه که زندگی پله پله تا ملاقات خداست و همه ما در مسیر تکامل و کامل شدن هستیم ولی تو این مسیر تکامل و کامل شدن که هر روز داریم تلاش می‌کنیم مخصوصاً تو سن شما که یه پله‌ای رو سریع‌تر طی بکنیم و به پله بعدی برسیم، اکثر شما قطعاً امروز که مدرک بگیرید فرداش باید برید سربازی، واسه این سربازی یه سال، دو سال عمرتونو هدر میدین و هیچ چیزی هم از توش در نمیاد و بعد باید برید سر کار بعد ازدواج و بچه دارشدن.. این مسیر رو همتون باید طی کنید، ولی اگر امروز یاد بگیرید که از لحظه لحظه این مسیری که دارید زندگی رو طی می‌کنید، لذت ببرید، کلاس اول دبستانی که طی کردید، دیپلمی که گرفتید، دانشگاهی که الان دارید میرید، چون این مسیرو خیلی از ماها طی کردیم، شما خوشبخت‌ترین آدم‌های این جامعه هستید امروز، باید حس کنید خوشبختی معنیش چیه.. خوشبختی معنیش اینه که تو بهترین دانشگاه ایران امروز شما دارید تحصیل می‌کنید، شاید آرزوی هر ایرانی باشه که یه بار بیاد تو این دانشگاهی که شما دارید درس می‌خونید و یه چرخی بزنه و بگه من دانشگاه امیرکبیر هستم، ولی شما اینو امروز به دست آوردید..

چقدر با داشته‌هایی که امروز داریم خوش هستیم؟ لذتشو می‌بریم؟ حس خوب برای خودتون ایجاد بکنید، چون من احساس می‌کنم که خواسته‌های انسان تمومی نداره یعنی شما هرچی داشته باشین دنبال باقیش هستید، ولی یه جایی باید یاد بگیرید که هنر اینو داشته باشید که توی لحظه از اون چیزهایی که دارید استفاده کنید و لذت ببرید.

چند روز پیش با پدر توی باغ داشتیم قدم می‌زدیم بعد من یه سوالی از ایشون کردم گفتم بابا این سوالی که پرسیدم رو میخوام با همدیگه تو اینستاگرام ایشون – حالا من پیشنهاد می‌کنم همه دوستان از اینجا که رفتن اینستاگرام ایشون رو نگاه کنند چون چکیده ۸۰ سال عمرشونو روز به روز تو اینستاگرامشون دارن میگذارند، یعنی شما شاید یک ساعت امروز ایشون رو ببینید ولی ایشون هر روز چکیده تمام عمرشو تو یه دقیقه، دو دقیقه، ۵ دقیقه داره با شما به اشتراک میذاره – به ایشون گفتم بابا شما الان که ۸۰ سال از عمرت گذشته و مثل همه پیرمردایی که تو این جامعه میگن ما حسرت میخوریم و حسرت اینو خوردم، حسرت اونو خوردم چه حسرتی تو زندگی داری؟ بابا گفت که حسرتی ندارم!
چقدر خوبه که به یه جایی انسان برسه که همه ماها امروز میتونیم برسیم، چون هنوز شما برای ۶۰ سال آینده‌تون، ۵۰ سال آینده‌تون، ۴۰ سال آینده‌تون میتونید برنامه داشته باشید و به جایی برسید که آرزوهاتون رو زندگی کنید که فردا نگید که الان من ۵۰ سالم شده پس کی زندگی کردم؟ کی لذت بردم؟ کی حال خوب داشتم؟ حال خوب این نیست که سوار بنز بشیم تو خیابونا بریم، حال خوب اینه که اگر تو اتوبوس هم سوار شده باشی دلت خوش باشه، اینو کسی داره میگه که بهترین خودرو ایرانو الان سواره، کسی داره میگه که بهترین ماشین و خونه و امکاناتو در اختیار داره، اینو کسی نمیگه که چون میگن گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه بو میده! من بهترین ماشین ایرانو سوارم، بهترین امکاناتو دارم، امروز که دارم با شما درد دل میکنم و این چیزها رو میگم، چون دارم تو دوستام میبینم و تو هم ردیف‌های خودم می‌بینم که طرف ماشین خوب داره ولی حالش خوب نیست، اصلا نمیدونه دنبال چیه! فقط مثل یه میدون اسب سواری که اسبها افتادن توی یه راهی و همه می‌خوان از هم جلو بزنن که آخرش یه اسبی اول بشه..
خیلی از انسان‌ها تو مسیر زندگی فقط دارن می‌دوند و نمیدونن برای چی و قراره چه اتفاق خوبی بیفته تو زندگیشون، اتفاق خوب زندگی شما همین لحظاتی هست که دارید پشت سر می‌گذارید، همین گفتگوهایی هستش که با دوستاتون دارید، همین چلنج‌هایی هستش که امروز باهاش در تماس هستید، اگر هنر اینو داشته باشید که از تک تک این لحظات و از تمام این چلنج‌ها استفاده بهینه بکنید پس این دانشگاه برای شما مثمر ثمره، یاد بگیرید که از هر لحظه‌تون خوب استفاده کنید، مهم نیست کجایید و چه امکاناتی دارید، مهم نیست چی تنتونه وچه ماشینی سوارید، چه خونه‌ای هستید، مهم اینه که منتالیتی‌تونو چه برنامه‌ای بهش دادید، تو ذهنتون برای آینده‌تون و برای حالتون و برای گذشته‌تون افسوس نخورید، مهم اینه که از لحظه حالتون بهترین استفاده و برنامه‌ریزی رو داشته باشید..
از اینکه تونستم چند دقیقه‌ای وقت شما رو بگیرم و این ساعت رو با شما بگذرونم خیلی خوشحالم و امیدوارم که آینده بسیار درخشان برای خودتون تو ذهنتون بسازید، البته ما درس پس میدیم خدمت آقای دکتر، همیشه میگن باید یه ویژن درست داشته باشیم، یعنی چشم انداز یعنی آرزوهاتونو بیارید رو کاغذ بنویسید که ویژنتون چی هست برای زندگی و آیندتون، بعد برای رسیدن به این ویژن بیایید برای خودتون اهداف تعریف بکنید، ولی همه این هدف اون ویژنه نیست خود این مسیره خیلی زیباتر از اون هدف است؛ یه روزی میشه شما به هدفه می‌رسید می‌بینید خب این هدفه حالا رسیدم چی شد؟ بخاطر این خودمو کشتم؟
یه خاطره خیلی خوب براتون تعریف بکنم، من یکی از آرزوهام این بودش که یه روزی بنز داشته باشم و عاشق بنز بودم یعنی هرکی تو ذهنش و تو کودکیش یه سری چیزها داره دیگه، منم تو ذهنم عاشق این بودم که یه روزی ماشین بنز داشته باشم، اینو بدونید که اول باید خدا بخواد و شما هر چیزی رو که بخوایید مثل یه اس‌ام‌اس می‌مونه که به خدا میزنیم، میگیم خدایا من بنز می‌خوام، این جواب اس‌ام‌اس تورو، خدا در زمان مناسبش بهت میده یعنی امکان نداره اس ام اسی که شما به خدا می‌زنید بی جواب بمونه، خدا تفضلی کرد و خواست و من بنز روخریدم و آوردند گذاشتند تو پارکینگ خونمون، من از توی آشپزخونه بالا طبقه اول بود وایساده بودم و همینجوری نگاه میکردم که مامانم گفت تو خودتو کشتی که به این برسی، این همه سال آرزوی اینو داشتی، فکر میکردم الان این ماشین بیاد اینجا تو میری لیسش میزنی اینقدر تو دلت میخواست، پس چرا الان وایسادی نگاه میکنی؟! گفتم مامان الان که رسیدم بهش میبینم خیلی چیز خاصی هم نبوده، من خیلی واسه چیز بی‌ارزش کوچیکی این همه فضای ذهنمو سال‌ها اشغال کرده بودم و این همه آرزو داشتم براش..

از شما خواهش می‌کنم و البته نمیگم دنبال مادیات نباشید، یقینا اگه مادیات نباشه امروز نمیشه زندگی کرد، ولی خواهش می‌کنم اهدافتونو به یه چیزهای بزرگتر گره بزنید یعنی شما وقتی که میاین فقط هدف‌های کوچیک مادی رو تو زندگی خودتون می‌ذارید وقتی بهش می‌رسید میبینید احساس پوچی دارید و حالتون خوب نشده، هیچی انگار به دست نیاوردید و خودتونو کشتید که به بنز برسید؟ خب این بنزه که یه آهن پارست، ولی وقتی که میایم اون هدف‌هایی رو که برای خودتون تجسم میکنیم و میگیم خدایا کمک کن من وسیله‌ای بشم بین تو و بندگانت که روزی رسون باشم، بعد ببینیند خدا چقدر از اینی که مثلاً به فرض شما وسیله ای شدید نونی که از خدا میرسونه رو بدی دست بنده‌هاش چقدر این لذت بخشه و چقدر حس خوب داره.. چقدر اعتماد به نفس داری، زندگی این لحظه‌هاش هست که حال آدمو خوب می‌کنه، ماشینو همه سوار میشن، خونه همه میان و میرن، غذای خوبو همه می‌خورند و بعدشم معلوم نیست چه اتفاقی میفته، ولی یه چیزایی هست که خیلی وقتا خیلی از دوستانی که حالا ممکنه بیان صحبت کنند در ظاهرشون دیده نشه، مثلاً قدیما خیلی صحبت بود می‌گفتند وقتی یه پولی به کسی میدی می‌گفتند خدا بهش برکت میده، تعریف برکت امروز تو زندگی تک تک شماها چیه؟ چیکار میتونید کنید که اون برکت بیاد تو زندگیتون؟ یکی از کارهایی که ساده است و هیچ هزینه ای هم برای شما نداره همین حرفیه که پدرم زد یعنی دست پدر مادرتونو ماچ کنید، ببینید برکت چه جوری میاد که میگن دست به خاکستر بزنید طلا میشه، ببین آیا دست به خاکسترتون طلا خواهد شد یا نه؟ الان همه از شانس حرف میزنند ولی شانس همون دست به خاکستر زدن و طلا شدنه که خدا باید برای شما ایجاد کنه و شانس هم از کاشته‌های شما هست، شانس این نیست که اتفاقی، اتفاق بیفته، حالا امروز ژاپنی‌ها که دین ندارند میگن کارما، میگن آقایون خانوما شما برین یه کار خوبی انجام بدین نتیجه‌اش به خودتون برمیگرده، این کارمایی که ما داریم صحبت می‌کنیم، این برکتیه که حالا توی فرهنگ ایرانی از قدیم بوده اون اتفاقاتی هستش که تو زندگی شما هر روز داره رقم می‌خوره، احترامی که به دیگران میذارید.

یه روزی یه آقایی یه حرفی زد خیلی زیبا بود و واقعا لذت بردم می‌گفت من تو آسانسور خونم که دارم میام – تو مجتمع پزشکان زندگی می‌کردند- گفت همه این دکترا وقتی می‌خوان از آسانسور بیان پایین انگار هم با خودشون قهرن هم با خانواده‌شون، بعد اصلا نه جواب سلام درست و حسابی میدن، نه احوالپرسی میکنند.. بعد گفت من از دم در که میام بیرون اون دوست رفتگری که داره خیابونو تمیز میکنه، من وقتی به این سلام می‌کنم همچین عاشقانه جواب سلام منو میده و حال احوال از من می‌پرسه که روز منو می‌سازه، می‌خوام اینو بهتون بگم که شما تک تکتون از صبح که از خواب بلند میشین می‌تونین روز خیلی از آدما رو بسازید و حال دل همه رو خوب کنید از این لحظه که از اینجا میریم بیرون به خودتون بگین من قراره منشا نیکی و حال خوب دیگران بشم بعد ببینیم چقدر همه چیز برای شما زیبا و اثربخش میشه، ببخشید وقتتونو گرفتم…

آخرین اخبار

پیمایش به بالا