
۶۲ سال پیش ما اینجا زندگی می کردیم، طبقه پایین ما زندگی میکردیم و طبقه بالا دایی حسینعلی خان زندگی میکرد، هادی خان و امیرخان اینجا بودند، محبوبه هم همین پایین شوهر کرد، علی آقا نوری تو همین اتاق گفت “بصورت کاروان میریم کلوان” که در همین حین خوابش برد..

روزگاری بود..
شاد و خوش باشید