در حاشیه مراسم تولد حاج آقای کیهانی (قسمت چهارم)

"بمانیم و بسازیم" اگر ما معنی این دو کلمه رو درک کنیم بسیاری از مشکلات جامعه حل می‌شود اینکه مشکلات با فرار از ایران حل نمی‌شود و باید بمانیم و بسازیم اگر بعضی از مسئولینی که صحبت از اصالت و وطن دوستی می‌کنند فرزندان خودشون رو در ایران حفظ می‌کردند دیگر جوانان هم به فکر رفتن نمی بودند به امید روزهایی بهتر... ||| برگرفته از محتوای پستهای اینستاگرام و کتابی در دست چاپ تحت عنوان "رمز و رازهای موفقیت در زندگی و کار دکتر علی اصغر کیهانی"

کاش باور داشتیم هر روز تولدمون هست هر روز که خداوند به ما مهلت زندگی دوباره میدهد بایستی تولدمان را جشن بگیریم اما افسوس که ما فقط سالروز اولین به دنیا آمدنمان را جشن میگیریم.
امیدوارم هیچ یک از ما دچار فراموشی نشده و از یاد نبریم که تولد یعنی دوباره زیستن به شیوه انسانی تر…
دوست داشتم تو همچین روزی یک نصیحت دوستانه داشته باشم:
“بمانیم و بسازیم”
اگر ما معنی این دو کلمه رو درک کنیم بسیاری از مشکلات جامعه حل می‌شود
اینکه مشکلات با فرار از ایران حل نمی‌شود و باید بمانیم و بسازیم
اگر بعضی از مسئولینی که صحبت از اصالت و وطن دوستی می‌کنند فرزندان خودشون رو در ایران حفظ می‌کردند دیگر جوانان هم به فکر رفتن نمی بودند
به امید روزهایی بهتر…

دکتر کیهانی:

منم سلام عرض می‌کنم خدمت همه دوستان و همکاران.
وقتی شرکت ایران فریمکو رو افتتاح کردیم، خیلی علاقمند بودم که این کار رو به نحو احسن انجام بدم. سعی کردم کارایی بکنم که خودتون بهتر می‌دونید و همیشه با هر کدوم صحبت کردم، فقط نصیحت کردم که دیدید.
خب، الحمدلله اون موقع که به بچه‌ها واگذار کردم کارخانه‌ها رو، زیر نامه تقسیم ارثم نوشتم که بچه‌ها نباید از کشور خارج بشن و کارخانه‌ها هم به نحو احسن اداره کنند. امروز می‌بینم که بیش از اون چیزی که فکر می‌کردم شده و بهتر و بهتر شده و خیلی قشنگ‌تر اداره می‌کنن و باعث افتخار من شدن و هم بهتر از من تونستن کار بکنن و به این مملکت خدمت بکنن.

هیچ کدومشون نرفتن خارج از کشور. می‌دونید که تحصیلات‌شان تو همین کشور بوده. الان هم می‌بینید نوه بزرگم، کارخونه ایران فریمکو رو اداره می‌کنه که باعث افتخار ماست. بعضی از مسئولین رو می‌بینید که بچه‌هاشون خارج از کشورن، اما بچه‌های من دارن واضح به کشور خدمت می‌کنن. ما باید به کشورمون خدمت کنیم و ان‌شاءالله ببینیم که توی کشورمون یه روزی دوباره مشکلات و نقص‌هایی که الان داریم، برطرف می‌شه و این با وجود یه همچین افرادی اتفاق می‌افته. اگر این افراد نباشند، امکان نداره مشکلات برطرف بشه.

من یه خاطره براتون تعریف کنم: یه روز که تولد خانمم بود، من ماشین رو گل زدم، رفتم در خونه و با هم رفتیم رستوران و به این شکل ازش قدردانی کردم. یعنی تولد رو اینجوری برگزار کردم که مثل عروسا بردیمش رستوران.
خدمت شما عرض کنم که وقتی روز زن بود، اون روز توی سالن، خانمم لباس مشکی پوشیده بود.
گفتم: «چی شده؟» گفتش که دارم می‌رم ختم. وقتی خانمم رفت، من یه فیلم تهیه کردم و پیش خودم گفتم وقتی خانم اومد، با این فیلم ازش قدردانی و تشکر ‌کنم که چهار تا پسر برای من تحویل جامعه دادی؛ نه با کادویی یا اینکه چیزی بخرم.
وقتی خانمم اومد، تلفنو بردم پیشش و ویدئو رو نشون دادم و جون بچه‌ها رو قسم دادم که اینکه من اینجوری ازت قدردانی کردم، بیشتر لذت ‌بردی یا اگر برات یه چیزی می‌خریدم؟ گفت: «الان…»
این موضوع گذشت، دفعه سوم، چند وقت پیش بود که دوستان و فامیل هی تلفن کردن به خانمم که: «بابا، این چه کاریه؟ شوهرای ما هم از این چیزا یاد گرفتن و اینجوری از ما تشکر میکنن…»
خانمم به من گفت: «ایندفعه دیگه قدردانی بصورت فیلم و اینا فایده نداره چون همه این مدلیش رو یاد می‌گیرن و فقط خشکس!!»
منم شماره حساب همسرم رو گرفتم و مجبور شدم یه مبلغی به عنوان هدیه براش واریز کنم!

آخرین اخبار

پیمایش به بالا