خدا را شاکرم که چنین فرزندانی دارم ذهنی که تحت تسلط افکار و احساسات مثبت باشد جایگاه مناسبی برای ایجاد ذهنی است که به ان ایمان میگوییم
ما همیشه از شکست ها بیشتر یاد می گیریم تا موفقیت ها؛ اجازه ندهید شکست ها شما را متوقف کنند
مهدی کیهانی (پسر حاج آقای کیهانی):
بسمالله الرحمن الرحیم. خیلی خوش آمدید و خیلی خوشحالم که امروز در جمع شما عزیزان هستم. من نمیخوام زیاد صحبت کنم. تبریک میگم به همتون و خیلی ممنونم. این خوشحالی، خوشحالیِ همهمونه. پدر من واقعاً زحمات زیادی کشیدن. دوستان قدیمی که اینجا هستن در جریان هستن؛ آقای محمودی و دوستان دیگه هم هستن که در ادامه صحبت میکنن. من قصد ندارم زیاد صحبت بکنم. به افتخار خودتون دست بزنید.
نمی دانم کدامین جمله را برای توصیف خوبی هایتان بنویسم. نمی دانم چگونه شما را توصیف کنم، فرزندانی از جنس بلور، آسمانی و مهربان، دوست داشتنی، صالح وسالم، باصداقت، چقدر زیبا واژه ها را آسمانی می کنید.
ومن از عمق وجودم خداروشکر میکنم که در کنار عزیزانی مثل شما نفس میکشم
تشکر و تقدیر برای شماست که همواره لطفتان رابه من ارزانی داشتید. از زحماتتان بینهایت تشکر میکنم
محمد کیهانی (پسر حاج آقای کیهانی):
درود بیکران، عرض ادب و احترام.
خیلی خوشحالم که خداوند این لطف رو به من کرد که یکبار دیگه تمام خانوادهی ایران فریمکو و پارس لانه و اسکلت بتنی ایران زیر یک سقف دور هم جمع بشن. خدا رو شکر میکنم که یک سوژهای هم برای ما درست شد که سوژهی شادیه.
خب میدونین، متأسفانه یه اتفاقی که این سالها تو مملکت ما افتاده اینه که به خاطر مشکلات مالی، اکثر آدما همش مراسم ختم میرن و همدیگه رو تو ختمها میبینن، به جای اینکه تو شادیها و برنامههای خوش مثل عروسی دور هم جمع بشیم. من خدا رو شکر میکنم که خدا این تفضل رو به ما کرده که ما در حیات پدرم بتونیم سپاسگزار لطفشون باشیم؛ بخاطر زحماتی که برای ما کشیدن و این محبتی که باعث شده این خانواده امروز کنار هم باشه.

شما بهتر از ما میدونین که همهی سختیهایی که این سالها کشیدیم، شاید بارِ بیشترش روی دوش شما بوده و ما هم در کنار شما این سختیها رو گذروندیم. دوباره ازتون تشکر میکنم که مشکلات کارخونهها، چه فروش، چه خرید، چه تولید، رو تحمل میکنید و هر روز با این مسائل دست و پنجه نرم میکنین و پشت سر میذارین. من واقعاً خدا رو شاکرم که دوستانی مثل شما کنار ما هستن و کمک میکنن که باری رو که ما هم بهنوعی داریم تحمل میکنیم، شما هم همراه ما بردارید و برای جامعهی ایران فریمکو زحمت بکشید.
چون بدون آمادگی قبلی بهم گفتن که بیام صحبت کنم، هیچ پیشزمینهای برای حرف زدن نداشتم و فیالبداهه این صحبتها رو انجام دادم. اگر تپق زدم یا حرفی بود که باید آمادهتر میگفتم، ازتون عذر میخوام
اما در هر حال دست تکتکتون رو میبوسم و ازتون تشکر میکنم که این سختیهایی که به همهی ما تحمیل میشه، شما بهتر از من میدونین؛ دیر شدن حقوق،
اضافهکار، اذیتهای ما رو تحمل میکنین و امروز با لب خندون کنار هم کار میکنین. باز هم ازتون ممنونم. من به نوبهی خودم واقعاً دست تکتکتون رو میبوسم.