موفقیت فقط رسیدن به اخرین نقطه نیست، مسیریه که با قدمهای درست و با ارزشها ساخته میشه. پول حلال، آرامش ذهن که با هیچ ثروتی قابل مقایسه نیست.
به دست آوردن ثروت از راه درست، مثل ساختن یه خونهست که تا ابد پابرجا میمونه. هر چقدر هم مسیر سخت باشه، ارزشش رو داره، چون تهش، وجدانی آسوده و لبخندی از رضایت داری
یک نصیحت از من به تمام جوانهای ایران
موفقیت واقعی زمانیه که شب سرت رو راحت روی بالش میگذاری و میدونی که ذرهای از حق کسی رو ضایع نکردی. پول حلال، برکت زندگیه و راه درست، تضمین یه آیندهی روشن.
همیشه فکرکنید روز مبادا و دقیقه اخر است پس از داشته هایتان استفاده کنید
من علیاصغر کیهانیام، متولد ۱۳۲۲، بخش ۵ تهران، بازارچه قناتآباد. اعتقادم اینه که رمز موفقیت فقط این نیست که آدم از صفر شروع کنه و بعد کارخونهدار بشه و چند تا کارگر براش کار کنن… این فقط یه بخشی از ماجراست.
ولی من یه چیزای دیگه هم تو این قضیه میبینم؛ اینکه پولی که درمیاری از چه راهیه؟ اگر کارخونه داری، محصولتو چطور میفروشی؟ آیا یه قرون رو ده تومن میفروشی؟ پولتو چجوری درمیاری؟ حلاله یا نه؟
وقتی من کارمو شروع کردم، منافعمو تو منافع جمع تعریف کردم؛ یعنی اگه منافع جمع تأمین باشه، خودبهخود منافع من هم تأمینه.
پس دنبال این نباشید که چقدر پول میگیرید؛ یه کاری بکنید که خودتون کیف کنید، مشتری هم راضی میشه و شما هم موفق میشید. پول خوبه، خیلی هم خوبه و ممکنه براتون آسایش بیاره… ولی آرامش نمیاره.
آرامش چیه؟ آرامش یعنی کارتو درست انجام بدی… یعنی درستی، صداقت و راستی. وقتی صداقت داشته باشی، ناخودآگاه اعتمادبهنفست زیاد میشه و همین اعتمادبهنفس بهت آرامش میده. و این آرامش، همون نقطهی آخر موفقیته.
من نسل چهارم کیهانیها هستم. پدربزرگم حدود نود سال پیش هم مدرسه دخترانه ساخته، هم مدرسه پسرانه… مسجد و آبانبار هم ساخته.
من همیشه دلم میخواست کاری که ایشون کرده پابرجا بمونه و من هم کاری انجام بدم. الحمدلله ربالعالمین موفق شدم و به یکی از آرزوهام رسیدم که همون دانشگاه علمیکاربردی. چند روز پیش مجلس دعوتمون کرده بود. اونجا راجع به مشکلات صحبت شد. رئیسجمهور فرمودن: «چهار میلیون ساختوساز میخوایم انجام بدیم، چیکار کنیم؟» من گفتم: از این حرفا زیاد زده شده، همش حرفه. شما سه تا مسئله دارید:
۱. بانکها دست خودتونه؛ کل کارها دست خود بانکهاست و بانکها هم دولتیان.
۲. سیمان هم دست دولته و قیمتشو بردین بالا، تا جایی که رسوندین به یه میلیون و خوردهای؛ خب معلومه مصالح گرون درمیاد.
۳. مجوزها؛ من سیزده ساله دنبال یه برگه جوازم. همه کارام درست بوده، یه کار غیر اصولی نکردم، تمام کارام مطابق قانونه؛ چرا هنوز ندادن؟
چون بعضی کارها رو نخواستم انجام بدم. آقایون هم میدونن منظورم چیه! همون دفعه هم به شما عرایضم رو گفتم، چه کردید؟ بله اتفاقی نیوفتاد! سایر موارد هم همینطوره…
یک ده آباد بهتر از هزار تا شهر خرابه
بر علی و نبی صلوات.