داستان میترسم خودم را ببرند!

برگرفته از محتوای پستهای اینستاگرام و کتابی در دست چاپ تحت عنوان "رمز و رازهای موفقیت در زندگی و کار دکتر علی اصغر کیهانی"

سلام وقت بخیر؛

امروز یک مطلبی می‌خوندم بنظرم یک مقدار اشتباه بود، ولی یاد مطلبی افتادم که براتون تعریف میکنم، یادم میاد که ۱۶- ۱۷ سال پیش، اداره‌جات مختلف، سیمانی که به ما می‌دادند کم می‌کردند، یعنی سهمیه را کم می‌کردند، من به اتفاق آقای سعید رحیمی که رئیس انجمن شرق تهران بود و منم رئیس انجمن تهران بودم، به اتفاق آقای سیسی و آقای حمیدوند از استان البرز، رفتیم پیش آقای دکتر مفتح که ایشان معاون وزیر بود، وقتی که می­خواستیم بنشینیم من مطلبی رو خدمتشون گفتم، گفتم: والا می­خواستم مطلبی بگم روم نمیشه ولی چون شما پسر آقای مفتح هستید میگم چون میدونم خیر جامعه را می‌خواهید، یک داستانی هست که یک بنده خدایی میخواست بزش را ببره شهر بفروشه، بزش یک دانه زنگوله داشت و آن را به خر بست و افسار خر را هم دست خودش گرفت و راه می­رفت، کمی جلوتر که رفت، سه نفر بهش برمی­خورند.. این سه نفر پیش خودشون نقشه کشیدند و یکیشون گفت که من بز این را می­برم، دومی گفت تو اگه بزش را ببری من خرش را می­برم، سومی گفت پس من هم لباس های تنش را می‌برم! اولی رفت و زنگوله را وا کرد و بست به دم خر.. یک خورده که رفت جلو، دومی دوید جلو مَرده.. گفت ما ندیده بودیم تا حالا کسی زنگوله به دم خر ببنده! مرد قصه ما تا رفت دنبال بزش، دومی خر را برداشت رفت، سومی هم رفت سر چاهی نشست هی زد سر خودش، مرد که رسید گفت چیه چی شده؟! سومی گفت والا یک مقداری سکه طلا تو کیسه‌ام داشتم که الان افتاده توی چاه.. هر کی بتونه بره درش بیاره نصفش را بهش میدم.. این بنده خدا که خر و بزش رو از دست داده بود.. پیش خودش گفت خب بهتره برم از تو چاه سکه های این مرد را دربیارم… القصه همینکه رفت داخل چاه… نفر سوم هم لباسهاش را برداشت و الفرار..

مرد قصه ما بعد این اتفاقات یک دونه چوب گرفت دستش و همینطور تو شهر می‌گشت و چوب رو دور سرش می­چرخوند، مردمی هم که بهش میرسیدند ازش میپرسیدند: مگه دیوونه شده‌ای؟ مرد هم گفت: والا می‌ترسم خود منم ببرند!

غرض از گفتن این داستان این بود که حرف ما اینه ما هر جا رفتیم سهمیه‌هامون را کم کردند، دیگه شما کم نکنید! ایشون خدا پدرش را بیامرزه، حکمی داد که سیمان اصلاً به دست کارخانه‌های سیمان‌بر توزیع بشه.. خدا رحمتشون کنه.. عاقبت ما را هم بخیر کنه.. عاقبت شما هم بخیر کنه…

شاد و پیروز و موفق باشید

آخرین اخبار

پیمایش به بالا