سلام وقت بخیر؛
اردیبهشت ماه تموم شد و خرداد رسید، در این ایام همه به فکر این هستند که مدرسهها کی تعطیل میشه که بروند مسافرت، اما قدیما اینطور نبود!
در خرداد که مدرسه ها تعطیل میشد، میرفتیم در مغازه ها و میگفتیم شاگرد نمی خواهی؟ تا اینکه یه نفر میگفت شاگرد می خوام و بعد از تعطیلی از مدرسه می رفتیم اونجا کار می کردیم؛ یادم میاد تو ده یازده سالگی که کار می کردم یاد گرفتم چطوری لاک درست می کنند، آقا رضا عطری که پیشش کار میکردم آستون را روی طلق خرد شده میریخت، رنگ هم می ریخت، آنقدر هم میزد تا لاک بشه و بعد اونا را روی شیشه ها می ریخت و به مردم می فروخت، ما اینجوری کار یاد گرفتیم و کار می کردیم یا مثلا شیشه ها رو پاک می کردیم…
حالا همه به فکر اینن کی تعطیل بشه بروند مسافرت، اصلا گاها پدرامون پول می دادند به صاحب کار که به ما بدند که اینطوری هم تشویق به کار بشیم هم کاری یاد بگیریم، حتی صحبتکردن رو یاد می گرفتیم، الان می بینیم حتی دانشجویانی که درسشون تموم شده هنوز هیچ کاری رو بلد نیستند در حالی که اگر دانشجویان هم سر کار برند خیلی فرق میکنه..
شاد و پیروز باشید، موفق