چطور در زمان حياتم مالم را بين ورثه تقسيم نمودم

چطور در زمان حياتم مالم رابين ورثه تقسيم نمودم - برگرفته از محتوای پستهای اینستاگرام و کتابی در دست چاپ تحت عنوان "رمز و رازهای موفقیت در زندگی و کار دکتر علی اصغر کیهانی"

محمد کیهانی: سلام و درود بیکران.. مدت هاست که دوستان از من گله میکنند که پدر قبلا مارو نصیحت میکرد، حرفهای جدید میزد و ما چیزهای جدید یاد میگرفتیم، چرا چند وقته که حال و حوصله‌ی صحبت کردن ندارند؟
گفتیم که باشه، ما یه سری از مطالب رو یادآوری میکنیم، هر چند که به نوعی میشه گفت جزء خصوصیات زندگی هر فردی هست و مقداری پرایوسی زندگی ما هم هست، ولی باز هم من احساس میکنم که این صحبت ها، مشکلات روز جامعه هست، یعنی تمام دوستانی که داریم به نوعی با این مشکلات درگیرند.. من چند شب پیش، سه چهار تا سوژه جدیدی که پدر تا حالا راجع بهش صحبت نکرده به ذهنم اومد که ازشون خواهش میکنم که بدون هیچ پیش‌زمینه ذهنی راجع به این مطالب صحبت کنند؛ بخاطر اینکه این یکی از مشکلاتی هست که یقینا تمام دوستان و هرکسی که مخاطب این فیلم باشه بنوعی درگیرند،

یکی از این مسائل که امروزه تو تمام خانواده ها وجود داره بحث ارث ومیراثه که باعث میشه بعد از اینکه بزرگترهای خانواده از این دنیا میروند خانواده از هم بپاشه! اکثر دوستانی که باهاشون در ارتباط هستم میبینم که متاسفانه پدر خانواده یا بزرگ خانواده که جدا شده، اصلا هم مهم نیست چی دارند، ممکن هست یه پراید باشه یا یک وقت هم میبینی پدرها ثروت زیادی برای فرزندانشون گذاشتند، ولی خانواده نمیتونند مدیریت درستی در تقسیم این ثروت ها کنند و همه با هم دعوا دارند و از هم جدا میشوند؛ پدر من این موضوع رو در زمان زنده بودنشون و در زمانی که هنوز به قول خودشون سرپا بودند مدیریت کردند و 10-15 سال پیش مدیریتی راجع به این کار کردند که حالا با توجه به تجارب خودشون این کارو انجام دادند و من در اینجا خواهش میکنم که این موضوع رو از ابتدای روزی که ما اومدیم سرکار یعنی 30 و خرده ای سال پیش توضیح بدند که به من یا مهدی یا اخوان دیگه چی گفتند؟! و بعد هم چه مدیریتی انجام دادند که چه الان و چه بعدا، خانواده سر مسائل مالی با هم مشکل نداشته باشند؟ این رو بگید که من فکر میکنم برای تمام دوستانی که مخاطب این ویدئو هستند این در آینده بسیار اثر بخش خواهد بود.

دکتر کیهانی: من هم سلام میکنم؛ عرضم به حضور شما که اشتباه میکنید، اتفاقا یکی دوبار راجع به این مسئله صحبت کردم..
محمد کیهانی: حالا باز دوباره با جزئیات تکرار کنید بهتره، من شاید یادم نیست.
دکتر کیهانی: من به فامیل، دوستان و به کسانی که آشنا بودند نگاه و بررسی کردم، ببینم اونها چه کارهایی کردند و کدومشون موفق بودند و مشکلی پیدا نکردند؟ خب توی فامیل و دوستان بعضی وقتها دیدم مشکل بوده و سعی کردم یه کاری کنم که این مشکلات نباشه به همین دلیل وقتی که شماها (پسرانشون) بچه بودید و آمدید سرکار، اگر یادتون باشد من چندین بار – درحالیکه همه چیز دست خودتون بوده- جلوی کارمندها و رئیس حسابداری، بهتون گفتم یادتون باشد که فلان قدر حقوقتونه و اگر هم جای دیگه‌ای حقوق بیشتری بهتون میدن برید اونجا کار کنید.. علاوه بر اینکه این حرف رو زدم، همیشه هم بهتون گفتم هر چقدر دلتون میخواد میتونیند از حساب من برداشت کنید و منم هیچ وقت نگاه نکردم ببینم شما چقدر برداشت کردید! زیاد برداشتید.. کم برداشتید.. و هیچ وقت هم نپرسیدم، تا راحت باشید..
محمد کیهانی: علتش چی بود؟
دکتر کیهانی:

علتش این بود که راحت زندگی کنید، اولا دلیل اینکه این حرف رو زدم این بود که دیده بودم مثلا یک پسری زودتر اومده سرکار از طرفی پسر دیگه چون درس میخونده یا ورزش میکرده دیرتر اومده سرکار و بعد بین اینها اختلاف افتاده و من برای اینکه این اختلاف پیش نیاد این حرف رو زدم؛ ضمن اینکه خب وقتی که آدم زنده است هر تصمیمی میتونه برای مالش بگیره، چون مال خودشه منم به همین دلیل این حرف رو زدم؛ بعدش هم اومدم تعداد کارخونه‌ها رو اضافه کردم و هرکدومتون سر یه کاری بودید و بعد از مدتی اومدم جداتون کریم و هر کدومتون مدیریت یه کارخونه رو برعهده داشتید که اختلافی بینتون ایجاد نشه، الان مثلا میثم نیست، یک روزی مثلا تو بگی من کار کردم و میثم رفته فلان جا و کار نکرده، به همین دلیل تقسیم کردم.. حالا مثلا میثم میخواد کار بکنه یا نکنه.. بعدش اگر یادتون باشه وقتی سهامتون رو دادم و کارخونه ها رو به نامتون کردم، خودم هیچی از این جهت نداشتم که بعدها مشکلی پیش نیاد! فقط یه مقدار جزئی رو برای خودم نگه داشتم که اگر یک موقع خداینکرده اتفاقی افتاد بتونم استفاده کنم، ضمن اینکه توی کاغذی نوشتم که 2 دنگ هرچیزی مال خودمه تا زمانی که زنده هستم و بعد از فوتم هم 1 دنگش مال مادرتون هست تا موقعی که اون هم نباشه؛ اگر مادرتون موقعی که من نباشم تصمیم داشته باشه چیزهایی رو تقسیم کنه به کسی، یکی از شماها نظارت داشته باشه که ببینید که چیکار میکنه، چیکار نمیکنه… خب این کارها رو انجام دادم که مشکلی پیش نیاد و فکر هم میکنم که کار اشتباهی نکردم.

خب این چیزی بوده که من تونستم گذشت بکنم، خودمو اصلاح کنم.. و با خودم کلنجار رفتم و خودم رو اصلاح کردم که ایراد و مشکلی پیش نیاد، در صورتی که منم همسن و سال شما بودم و مشغولیتهای خودمو داشتم ولی تلاشم بر اصلاح و خودسازی خودم بوده..
خدمت شما عرض کنم وقتی که مالم رو تقسیم کردم، پسر چهارمم با پسر دومم شریک شدند، دلیلشم این بود که به بچه ها گفتم آقا میلاد که پسر چهارمم هست، درس میخونه و اگر کسی راهنماییش نکنه من مجبور میشم که این وظیفه رو بر عهده بگیرم و اگر کسی کمک کنه من خیلی ازش ممنون میشم، آقا مهدی خوشبختانه پذیرفت که با آقا میلاد شریک بشه و این بار رو از دوش من برداره و خودش مدیریت کنه، من هم حَکَمِشون شدم که اگر موردی پیش اومد، دخالت کنم؛ البته همون ابتدا به آقا مهدی توی نامه‌ای که نوشتیم این اختیار رو دادم که هر کاری که دلش میخواد انجام بده و آقا میلاد هم حق اعتراض نداره که مثلا کجا سرمایه گذاری کردی؟! کار رو چه جوری پیش بردی؟! و همه حق رو دادیم به آقا مهدی که این اختیار رو داره که میتونه هر کجا که لازمه سرمایه گذاری کنه و کار کنه و تا امروز هم مورد و مشکلی نداشتیم، الحمدلله رب العالمین.. حق و حقوق من رو هم خوب دادند، به هر حال من راضی هستم از هر چهار تا پسرم علی‌الخصوص از آقا مهدی که این کمک رو در حق من کرد، خیلی خوبه که آدم در زنده بودنش بتونه این چیزا رو ببینه و بتونه مالش رو تقسیم کنه و خودش هم نظارت کنه و ببینه چقدر خوب کار می‌کنند و لذتش رو ببره.. وقتی که بچه ها پرورش پیدا کنند آدم کیف کنه..

شاد و پیروز و موفق باشید پایدار

آخرین اخبار

پیمایش به بالا